احیای مراسمات اهل البیت علیه السلام
خدام ابوالفضل العباس
یک شنبه 6 فروردين 1391برچسب:, :: 13:41 :: نويسنده : مجید باوی يك خاطره ديگر، همين ايام ماه مبارك بود. براي قضيه استهلال ما در دفتر مانده بوديم. شب با يكي از دوستان دفتر به نماز حضرت آقا رفتيم. بعد از نماز آقا فرمودند چطور شما اين موقع - موقع افطار - در دفتر هستيد؟ گفتيم براي استهلال ماندهايم. فرمودند خيلي خوب، افطار را برويم منزل ما. ما هم دلمان ميخواست كه براي افطار منزل آقا برويم، ولي تعارف هم ميكرديم. گفتيم نه آقا در دفتر غذا تهيه كردهاند. فرمودند نه، بياييد برويم. ما هم رفتيم. اين آقاي حاج ناصر كه پذيرايي ميكند، مقداري نان و پنير و سبزي و حلوا آورد. ما مقداري نان و پنير، يك مقدار هم حلوا خورديم. ولي منتظر بوديم كه غذا را بياورند. بالاخره افطار است و با غذايي بايد ادامه پيدا كند. چون ما كنار آقا نشسته بوديم. ايشان چشمشان توي چشم ما نميافتاد، مقداري آزادتر بوديم. اين آقاي حاج ناصر كه ميآمد، من يك جوري علامت دادم كه چيزي ادامه دارد يا نه، كه اگر ادامه ندارد، ما همين را بخوريم و گرسنه نباشيم. اگر ادامه دارد، خوب خودمان را به اينها سير نكنيم. علامتي دادم. ايشان گفت نه، ادامه ندارد. ما همان نان و حلوا و همان نان و پنير را خورديم. ولي اگر دفتر ميآمديم، قطعاً غذايي كه در دفتر درست كرده بودند براي همين پرسنلي كه شيفت كاري داشتند چربتر از غذاي حضرت آقا بود. منبع: ويژه نامه «تداوم آفتاب» روزنامه جام جم مردادماه87 /:"احمد مروي" معاون ارتباطات حوزه اي دفتر مقام معظم رهبري نظرات شما عزیزان: خوراکی
![]() ساعت19:09---9 فروردين 1391
من موندم تو چرا از ما بدت میاد که نمیای تو وبلاگ ما
پاسخ: چشم میام. صادق
![]() ساعت15:09---9 فروردين 1391
سیا ساکتی
![]() ساعت14:56---9 فروردين 1391
مجید .
بابت ..... بهت تبریک عرض می کنم. پاسخ: مرسی داداشی
موضوعات آخرین مطالب پيوندها
|
||
![]() |